امامت شرط انحصاری توحید با نگاهی به حدیث «سلسلة الذهب»

أَلا بشروطها و أنا من شروطها؛ آگاه باشید (لا اله الا الله) شروطی دارد و من از شروط آن هستم. با این که در بیشتر کتب اهل سنت ادامه‌ی حدیث حذف شده، برخی از منصفین اهل سنت،مانند خواجه پارسای حنفی و قاضی بهجت اَفندی شافعی، ادامه ی حدیث را که اشاره به مقام با عظمت و والای «امامت» دارد، نقل کرده اند

چکیده

امام رضا علیه السلام وقتی که وارد نیشابور شدند حدیثی را ارائه فرمودند به نام سلسلة الذهب که همه دانشمندانی که آنجا بودند و غالباً اهل سنت بودند این حدیث شریف را به نگارش در آوردند، ظاهر این حدیث در باب توحید است ولی در واقع حضرت امامت را معرفی کنند و شرط ورود به توحید را پذیرفتن امامت امام معصوم اعلام می‌کنند.

واگر کسی امامت را قبول نکند نمی‌تواند به باب توحید ورود پیدا کند زیرا شرط توحید را که امامت است ایجاد نکرده است.

 

کلمات کلیدی

امام رضا علیه السلام ،سلسلة الذهب، امامت، اهل سنت، لا اله الا الله.

 

مقدمه

سلسله الذهب، واژه ای است که یاد آور ورود تاریخی امام رضا علیه السلام به نیشابور و استقبال بی نظیر مردم به ویژه دانشمندان و محدثین به نام اهل سنت و ثبت آن توسط بیست هزار کاتب و محدِّث است.

حاکم نیشابوری شافعی در تاریخ خود می‌نویسد:

امام رضا علیه السلام درسال۲۰۰هجری قمری وارد نیشابور شد.[۱]

در کتب اهل سنت دو روایت، مختلف از نظر دلالت، اما از لحاظ سند متحد، به عنوان حدیث سلسلة الذهبی که از امام رضا علیه السلام در نیشابور صادر شده، منعکس شده است: اول: حدیث حصن، دوم: حدیث ایمان.

نگارندگان سلسلة الذهب:  تعداد گزارش گران جریان با عظمت و باشکوه امام رضا علیه السلام در نیشابور را ده هزار[۲]، بیست هزار[۳] و سی هزار تن[۴] نیز گزارش کرده اند که روایت بیست هزار، مشهور است.

حدیث سِلسِلَةُ الذَّهَب حدیث قدسی منقول از امام رضا علیه السلام در باب توحید و شروط آن است. امام رضا علیه السلام این حدیث را هنگام عبور از نیشابور به طرف مرو بیان کردند. راویان این حدیث همگی امامان معصوم‌اند تا به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و سرانجام به خداوند می‌رسد. به همین دلیل این حدیث را «سلسلة الذهب» به معنای «زنجیرۀ زرّین» توصیف کرده‌اند.

 

متن حدیث حِصْن:

قال علیّ ابن موسی الرضا علیهما السلام،حدّثنی أبی موسی الکاظم،عن أبیه جعفر الصادق،عن محمد الباقر،عن أبیه علیّ زین العابدین،عن أبیه الحسین الشهید بکربلاء،عن أبیه علی بن أبیطالب علیه السلام،قال:حدّثنی حبیبی و قرّة عینی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم،قال:حدّثنی جبرائیل،قال:سمعت ربّ العزّة سبحانه و تعالی بقول: کلمة لا إله إلّا الله حِصْنی فمن قالها دَخَل حِصْنی ومن دخل حصنی أمن من عذابی؛

امام رضا علیه السلام فرمودند:پدرم،از پدرش امام صادق،از پدرش امام باقر،از پدرش امام سجاد،از پدرش امام حسین،از پدرش امام علی،نقل کرده اند که،علی علیه السلام فرمود: پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: جبرئیل عرض کرد:«از خدای سبحان شنیدم که فرمود:جمله لا اله الا الله دِژ من است پس هرکه آن را بگوید،در دِژ و حصار من داخل شده واز عذاب روز قیامت در امان خواهد بود.»[۵]

سند و طرق روایت:

اگر چه جریان ورود امام رضا علیه السلام به نیشابور و حدیث«حِصْن» را بیش از ده یا بیست و یا سی هزارتن ثبت و ضبط کرده اند؛ولی متأسفانه همانند حدیث غدیر،که راویان بسیاری آن را ثبت کرده بودند، این حدیث نیز مهجور مانده و اسناد آن به هر دلیلی مفقود شده است.

به هرحال معروف است این حدیث را ابا صلت عبدالسلام بن صالح هروی از امام رضا علیه السلام نقل کرده است، از این رو برخی تصور می کنند با تضعیف وی،حدیث از اعتبار ساقط می شود.

 

پاسخ:

اولا بزرگان رجال اهل سنت،به اباصلت اعتماد دارند ثانیا،افزون بر اباصلت، افراد دیگری نیز این حدیث را از امام رضا علیه السلام نقل کرده اند که به نام آنها و اباصلت اشاره می شود:

۱.امام جواد علیه السلام. جوینی شافعی[۶] و زَبیدی حنفی[۷]

۲.اباصلت عبدالسلام بن صالح هروی. وی خادم و ملازم امام علی بن موسی الرضا علیهما السلام بوده و این جریان مهم و تاریخی را با تمام جزئیات آن نقل می کند و اکثر قریب به اتفاق اهل سنت نیز روایت اباصلت را با طریق های مختلف نقل می کنند.[۸]

۳.احمد بن عامر طائی. ابن عساکر دمشقی شافعی به سند خود این حدیث را از احمد بن عامر طائی نقل میکند.[۹]

۴.احمد بن عیسی علوی. رافعی قزوینی شافعی روایت مزبور را به سند خود از احمد بن عیسی علوی نقل میکند.[۱۰]

۵.احمد بن علی بن صدقة. ابوعبدالله محمد بن سلامة قضاعی شافعی این حدیث را از احمد بن علی بن صدقه روایت می‌کند.[۱۱]

۶.محمد بن عمر واقدی. سبط بن جوزی حنفی، این روایت را از طریق واقدی نقل می کند.[۱۲]

و راویانی دیگر که چون بنا به اختصار است در اینجا مجال برای ذکر آنها نیست.

ادامه روایت:

أَلا بشروطها و أنا من شروطها؛

آگاه باشید (لا اله الا الله) شروطی دارد و من از شروط آن هستم.

با این که در بیشتر کتب اهل سنت ادامه‌ی حدیث حذف شده، برخی از منصفین اهل سنت،مانند خواجه پارسای حنفی و قاضی بهجت اَفندی شافعی، ادامه ی حدیث را که اشاره به مقام با عظمت و والای «امامت» دارد، نقل کرده اند:

محمد خواجه پارسای بخاری حنفی(۸۲۲ه‍.ق):

عن أبی الصلت عبد السّلام بن صالح بن سلیمان الهروی قال: کنت مع علی الرضا رضی اللّه عنه حین خرج من نیشابور، و هو راکب بغلته الشهباء، فاذا أحمد بن الحرب، و یحیی بن یحیی، و إسحاق بن راهواه، و عدّة من أهل العلم، قد تعلقوا بلجام بغلته فقالوا: یا بن رسول اللّه بحقّ آبائک الطاهرین حدثنا بحدیث سمعته عن أبیک عن آبائه (رضی اللّه عنهم). فأخرج رأسه الشریف من مظلته و قال: لقد حدثنی أبی موسی، عن أبیه جعفر، عن أبیه محمد، عن أبیه علی، عن أبیه الحسین، عن أبیه علی بن أبی طالب (رضی اللّه عنهم) ، عن رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم انّه قال: سمعت جبرائیل علیه السّلام یقول: سمعت اللّه (جل جلاله) یقول: إنّی أنا اللّه لا إله إلاّ أنا فاعبدونی، من جاء بشهادة أن لا إله إلاّ اللّه بالاخلاص دخل حصنی، فمن دخل حصنی أمن من عذابی. و فی روایة فلمّا مرّت الراحلة نادانا: إلاّ بشروطها و أنا من شروطها.

قیل: من شروطها الاقرار بأنّه إمام مفترض الطاعة

از اباصلت نقل شده است که گفت: به هنگامی که علی ملقب به رضا، خدا از او خشنود باد، سوار براستری خاکستری مایل به سیاه، از نیشابور خارج می شد همراهش بودم که دراین هنگام احمد بن حرب و یحیی بن یحیی و اسحاق بن راهویه و تعدادی دانشمند لگام استرش را گرفتند و عرضه داشتند: ای فرزند رسول خدا! به حق پدران پاکت، حدیثی برای ما روایت کن که آن را از پدرت و از پدرانت شنیده ای. پس سر مبارکش را از خرگاه بیرون آورد و فرمود: پدرم موسی از پدرش جعفر از پدرش محمد از پدرش علی از پدرش حسین از پدرش علی بن أبی طالب از رسول خدا روایت کرد که فرمود: از جبرئیل شنیدم که می گفت:از خداوند شنیدم که می فرمود: به راستی که من خداوندم که خدایی جز من نیست پس مرا بپرستید. هرکه با شهادت و گواهی مخلصانه به لا اله الا الله بیاید در دژ من وارد می شود و هر که در دژ من داخل شود از عذابم در امان می ماند. و در روایتی چون کاروان حرکت کرد، به ما فرمود: آگاه باشید، شروطی دارد و من از شروط آن هستم. گفته شده است:  از شروط کلمه اخلاص، اقرار به واجب بودن اطاعت از او به عنوان امام است.[۱۳]

 

قاضی بهجت اَفندی شافعی(۱۳۵۹ه‍.ق)

ابوالصلت بن صالح می گوید: آن گاه که امام از نیشابور خارج گردید من نیز در رکاب او بودم. امام در حال عزیمت به خراسان، بر استری سفید سوار بود، جمعی از دانشوران خراسان از جمله: اسحاق بن راهوَیْه، احمد بن حرب، یحیی بن یحیی، حضور امام شرفیاب گشتند و عرض کردند: ای فرزند رسول خدا!  با بیان روایتی که از آباء و اجداد پاکت شنیده ای ما را مسرور و مستفیض فرما. حضرت رضا علیه السلام در مقابل پرسش آنان، سر مبارک خود را از کجاوه خارج ساخت و فرمود:

إنّی سمعتُ من أبی موسی قلب أبی: إنّی سمعت من أبی عبدالله جعفر إنّه قال: سمعت مِنْ أبی، محمد الباقر إنّه قال: سمعت من أبی،علی أنّه قال: سمعت من أبی، الحسین أنّه قال: سمعتُ من أبی علیّ أمیرالمؤمنین أنّه قال: إنّی سمعتُ من رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم أنّه قال: من قال لا اله الا الله دَخَل حصنی فَمَن دَخَل حصنی أمِنَ من عذابی ثم قال: «ألا بشروطها -وقال الامام-أنا من شروطها.»

معنای این حدیث که با سلسله امامت به حضرت نبی اکرم صلی‌الله علیه و آله وسلم می رسد چنین است:

«کلمه لا اله الا الله حصن و حصار من است هرکس که داخل حصن من گردد از عذاب من در امان است ولی باید به شروط کلمه ی طیبه نیز عمل نماید و من، از جمله شروط آن هستم».[۱۴]

دیدگاه اهل سنت درباره روایت حصن:

موافقین:

بزرگان اهل سنت درباره حدیث سلسلة الذهب سخنان شگفتی بیان کردند که به بخشی از این سخنان اشاره می شود:

_اباصلت هروی (۲۳۶ه‍.ق)

وی در عظمت این حدیث، می گوید:

لو قرئَ هذا الاسناد علی مجنون لأفاقَ؛

اگر این اسناد بر دیوانه ای خوانده شود هر آیینه عاقل می شود.[۱۵]

_أحمد بن حنبل(۲۴۱ه‍.ق)

وی یکی از پیشوایان فقهی اهل سنت است می گوید:

لو قرأتُ هذا الاسناد علی مجنون لبرئ من جِنَّته؛

اگر این اسناد را بر دیوانه ای بخوانم از دیوانگی اش شفا می یابد.[۱۶]

_سیوطی شافعی(۹۱۱ه‍.ق):

وی حدیث حصن را صحیح دانسته و می گوید:

حدیث صحیح.[۱۷]

_زرندی حنفی(۷۵۷ه‍.ق):

وی نیز در عظمت حدیث حصن میگوید:

اللهم اجعلنا من الآمنین من عذابک یوم الفزع الاکبر،إنَّک أعلی و أجلّ و أجود و أکبر؛

خدایا؛ ما را در روز قیامت، از عذابت ایمن بدار، همانا فقط تو بلند مرتبه، جلیل، بخشنده و بزرگ هستی.[۱۸]

 و کلام های دیگر که مجال ذکر آنها نیست. 

مخالفین:

برخی به گمان اینکه اباصلت هروی تنها راوی سلسلة الذهب حصن است، وی را تضعیف کرده اند و احادیث نقل شده توسط وی از جمله حدیث حصن را بی اعتبار جلوه داده اند، در حالی که این مطلب، ادعایی بی دلیل است و بزرگان اهل سنت این ادعا را رد کرده اند.

با آنچه که بیان شد پیرامون حدیث سلسلة الذهب نزد اهل سنت مشخص میشود که این حدیث از مقام والایی برخوردار است که حتی مخالفین هم نتوانستند سند حدیث را رد کنند.

مهمترین نکته ای که در این حدیث نورانی قابل توجه است شرط امامت کلید ورود به وادی توحید است و اگر کسی بخواهد در پرتو کلمه طیبه لا اله الا الله به مقام رستگاری برسید باید طبق فرمایش امام رضا علیه السلام از باب امامت اهل‌بیت علیهم‌السلام ورود پیدا کند، که در حقیقت سرچشمه توحید امام معصوم مفترض الطاعة است.

در واقع مطلب، شرط همه عبادات ولایت است، و اگر کسی ولایت امام منصوب از طرف خداوند متعال را نپذیرد و در سایه ولایت غیر امام معصوم خداوند را عبادت کند و درحیطه توحید بخواهد وارد شود از او پذیرفته نمی شود.

به عبارت دیگر إذا وُجِدَ الشرط وُجِدَ المشروط و إذا فات الشرط فات المشروط زمانیکه شرط این کلمه طیبه که امامت اهل‌بیت علیهم‌السلام است حاصل شد و بوجود آمد در این صورت مشروط که توحید هست حاصل میشود ولی در صورتی که شرط بوجود نیاید و ازبین برود یعنی بدون پذیرفتن امامت اهل‌بیت علیهم‌السلام دیگر مشروط که همان توحید است بوجود نمی آید.

علاوه بر این  روایاتی هم وجود دارد که براین امر دلالت کند.

در نتیجه شناخت خداوند متعال در گرو شناخت امام معصوم علیه السلام است و اگر اهلبیت علیهم السلام نبودند خداوند متعال شناخته و پرستش نمیشد.

ویکی از لوازم این روایت، عصمت امام علیه السلام است زیرا کلمه طیبه لا اله الا الله و باب توحید دارای مصونیتی خاص است که غیر معصوم نمی‌تواند بعنوان باب و شرط ورود آن باشد چون در مقام شرط و مشروط، شرط از اهمیتی بیشتری برخوردار است.

 

پی‌نوشت‌ها

[۱] . فرائد السبطین فی فضائل المرتضی والبتول و السبطین والائمة من ذریتهم علیهم السلام،ج۲،ص۱۹۹،ح۴۷۸،به نقل از تاریخ نیشابور

[۲] . مهمان نامه بخارا ص۳۴۵

[۳] . الفصول المهمه فی معرفة أحوال الأئمة علیهم السلام ص۲۴۳

[۴] . وسیلة الخادم الی المخدوم در شرح صلوات چهارد معصوم علیهم السلام،ص۲۲۹

[۵] الفصول المهمه فی معرفة أحوال الأئمة علیهم السلام ص۲۴۲_۲۴۳

[۶] . فرائد السبطین فی فضائل المرتضی والبتول و السبطین والائمة من ذریتهم علیهم السلام،ج۲ص۱۸۹،ح۴۶۶

[۷] . الإتحاف بحبّ الأشراف،ج۳،ص۱۴۷

[۸] . ینابیع المودة لذوی القربی علیهم‌السلام،ج۳،ص۱۲۲_۱۲۳_۱۶۸

[۹] . تاریخ دمشق الکبیر،ج۵۱،ص۲۵۳،ح۱۱۴۷۳

[۱۰] . التدوین فی اخبار قزوین،ج۲،ص۲۱۳

[۱۱] . مسند الشهاب،ج۷۲،ص۳۲۳،ح۱۴۵۱

[۱۲] . تذکرة الخواص من الأمّة بِذِکرخصائص الأئمّة علیهم‌السلام،ص۳۱۵

[۱۳] . فصل الخطاب لوصل الاحباب. بنابر نقل ینابیع المودة لذوی القربی علیهم السلام،ج۳،ص۱۶۸

[۱۴] . تشریح و محاکمه در تاریخ آل محمد علیهم‌السلام،ص۱۵۷_۱۵۹

[۱۵] . تذکرة الخواص من الأمّة بِذِکرخصائص الأئمّة علیهم السلام،ص۳۱۵

[۱۶] . الصواعق المحرقة،ج۲،ص۵۹۵

[۱۷] . الجامع الصغیرمن حدیث البشیر النذیر،ص۳۷۶،ح۶۰۷۴

[۱۸] . معارج الوصول إلی معرفة فضل آل الرسول علیهم‌السلام،ص۱۶۶

 

فهرست منابع

  1. جُوِینی شافعی، شیخ الاسلام ابراهیم بن محمد (۷۲۲ه‍.ق) فرائد السبطین فی فضائل المرتضی والبتول و السبطین والائمة من ذریتهم علیهم السلام،چاپ اول، موسسه المحمودی، بیروت۱۴۰۰ه‍.ق.
  2. خُنجی اصفهانی حنفی، فضل الله بن روزبهان (۹۲۷ه‍.ق) مهمان نامه بخارا، چاپ دوم، نشر بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، بی تا.
  3. ابن صبّاغ مالکی، (۸۵۵ه‍.ق): الفصول المهمه فی معرفة أحوال الأئمة علیهم السلام، چاپ دوم، دارالاضواء، بیروت۱۴۰۹ق.
  4. خُنجی اصفهانی حنفی، فضل الله بن روزبهان (۹۲۷ه‍.ق): وسیلة الخادم الی المخدوم در شرح صلوات چهارده معصوم علیهم السلام،چاپ اول، انتشارات انصاریان، قم ۱۳۷۵ه‍.ش.
  5. شِبْراوی شافعی، شیخ عبدالله بن محمد بن عامر (۱۱۷۲ه‍.ق): الإتحاف بحبّ الأشراف، چ۱،دارالکتاب اسلامی،ایران۱۴۲۳ه‍.ق.
  6. قُنْدوزی حنفی، سید سلیمان بن ابراهیم (۱۲۹۴ه‍.ق): ینابیع المودة لذوی القربی علیهم السلام ،چاپ دوم، دارالأسوة، قم۱۴۲۲ه‍.ق.
  7. ابن عساکر شافعی، ابوالقاسم علی بن الحسین بن هبة الله (۵۷۱ه‍.ق): تاریخ دمشق الکبیر، چاپ اول، دار احیاء التراث العربی، بیروت۱۴۲۱ه‍.ق.
  8. رافعی قزوینی شافعی، عبدالکریم بن محمد(۶۲۳ه‍.ق): التدوین فی اخبار قزوین، دارالکتب العلمیة، بیروت۱۴۰۸ه‍.ق.
  9. قضاعی شافعی، محمدبن سلامه (۴۵۴ه‍.ق): مسند الشهاب،چاپ دوم، مؤسسة الرسالة، بیروت۱۴۰۷ه‍.ق.
  10. سبط بن جوزی حنفی (۶۵۴ه‍.ق): تذکرة الخواص من الأمّة بذکر خصائص الأئمة علیهم السلام.
  11. افندی شافعی ، قاضی بهجت (۱۳۵۰ه‍.ق): تشریح و محاکمه در تاریخ آل محمد علیهم السلام ، مترجم میرزا مهدی ادیب، چاپ دوم، مرکز چاپ و نشر بنیاد بعثت،۱۳۷۶ه‍.ش، تهران.
  12. ابن حجر هیثمی شافعی، ابوعباس احمد بن محمد بن محمد بن علی(۹۷۳ه‍.ق): الصواعق المحرقة، چاپ دوم، مؤسسة الرسالة، بیروت۱۴۱۷ه‍.ق.
  13. سیوطی شافعی، جلال الدینی(۹۱۱ه‍.ق): الجامع الصغیرمن حدیث البشیر، دار الکتب العلمیة، بیروت، بی تا.
  14. زرندی حنفی، جمال الدین محمد بن یوسف (۷۵۷ه‍.ق): معارج الوصول إلی معرفة فضل آل الرسول و البتول علیهم‌السلام،تحقیق: محمد کاظم محمودی،چ۱،مجمع إحیاء الثقاقه الاسلامیه،قم۱۴۲۵ ه‍.ق.
  15. امام رضا علیه السلام به روایت اهل سنت، محمد حسن طبسی، انتشارات دلیل ما، چاپ دوم، زمستان ۱۳۸۹
Facebook
Twitter
LinkedIn
Telegram
WhatsApp
مطالب مرتبط

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

HADIS-SELSELE

نویسنده: علیرضا احمدی

امامت پژوه مرکز حقایق اسلامی

رتبه علمی: علمی-ترویجی

تعداد صفحه: 14 صفحه

دانلود فایل